سلام ، آیا این بازدید اول شماست ؟ یا
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 31

موضوع: کنترل مناسب ارتباطات بچه ها

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    07 2015
    نوشته ها
    44
    تخصص
    مهندس برق
    میزان امتیاز
    32

    کنترل مناسب ارتباطات بچه ها

    طبیعتا روابط در استرالیا با روابط در ایران بسیار متفاوت خواهد بود که این به دلایل مختلف مثل قوانین متفاوت ، فرهنگهای مختلف و diversity در استرالیا هست ، طبعا ما ایرانیها هرچقدر هم دوست داشته باشیم فرزندانمون آزاد و بدون محدودیت بزرگ شن دوست داریم معیارهای تربیتی مناسبی داشته باشند. زندگی در استرالیا شرایط جدیدی را ایجاب میکنه که باید آنها را دانست و مناسب با آن عکس العمل نشان داد ، طوری که هم فرزندمون احساس بدی نداشته باشه و با حساسیت های بی مورد ارتباطشو با دیگران محدود نکنیم و هم بتونیم نظارت مناسبی روی ارتباطاتش داشته باشیم ؛ دوستان اگر تجربه ای دارند ممنون میشم مطرح کنند تا بقیه استفاده کنند .

  2. کاربر مقابل از نیاز عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Hana (2015/09/06)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    80
    میزان امتیاز
    92
    [quote name="aliie62" post=8945]مسلما تربیت خانواده بسیار تاثیر گذاره و توی اون بحثی نیست. اما این تنها فاکتور موثر نیست و صحبت من پارامترهای دیگه ای مثل هنجارهای اجتماعی و قوانین خانواده رو شامل میشه. وگرنه فرض بر اینه که افرادی که مهاجرت می کنند دچار تحول و دگرگونی شخصیت نمیشند. بلکه از جامعه ای به جامعه ای دیگر نقل مکان می کنند.به عنوان مثال توی همین ایران خودمون، فرض کنید که من شخص مصرف گرایی نیستم و در ضمن اعتقاد دارم که هر چی فرزندم خواست نباید بلافاصله در اختیارش قرار بگیره به نحوی که احساس کنه این رسم زندگی هست که هر چه در هر لحظه ای اراده کنی بلافاصله و بدون پرداخت هزینه در اختیارت قرار میگیره. میخوام این نگرش رو بهش منتقل کنم. فرزندم به مدرسه ای میره که دوستانش دور تا دورش تبلت و هر چه می خواستند خانواده ها به درست یا غلط براشون تهیه کردند. فرزند من از من توقع خرید وسایل مشابهی داره. حالا من باید چه کنم؟ روش تربیتی خودم رو پیش بگیرم و در نتیجه فرزندم سرخورده بشه یا این که از سرخوردگی فرزندم جلوگیری کنم و روش تربیتی خودم را نا دیده بگبرم.حالا همین سناریو رو در استرالیا تصور کنید و بهش اضافه کنید عدم حمایت قانون از تحمیل نظرات تربیتی خانواده به فرزند. مگر این که شما معتقد باشید فرزند شما بدون حمایت و دخالت شما در متن دنیای واقعی دچار انحراف نمیشه و مسیر درست زندگیشو خودش پیدا میکنه.این ها دغدغه های من هستش. اگر تجربه یا اطلاعاتی تو این زمینه دارید که میتونه به من کمک کنه از شما سپاسگزار خواهم شد که اون رو در اختیار من قرار بدید.[/QUOTE]<br />
    سلام. <br />
    اینها همه قابل بحثه. من تا 11 سالگی پسرم ایران بودم و براش هیچکدوم از اینها رو هم نخریده بودم و همه ی فامیلهای نزدیکش دائم دستشون بود. <br />
    اینجا هم که اومدیم داستان همینه. نکته اینکه سرخورده نشن این هست که بچه دست تاثیر گذار ترین افراد زندگیش این رو نبینه. <br />
    بزارید مثال بزنم. <br />
    من پسرم سالها تبلت میخواست . ولی نمیخریدم و نخریدم هنوز. وقتی از من درخواست میکرد میگفتم هر وقت یه کار مفید میخواستی بکنی بگو تا من برات بخرم. و چون هیچ وقت کار مفیدی جز بازی به ذهنش نمیرسید من براش نخریدم ضمن اینکه من و همسرم هم تبلت نداشتیم چون به نظرمون بدون مصرفه. ولی تلفن همراهم رو با بچه شیر میکردم. چون همیشه اعتقاد دارم رطب خورده کی منع رطب کنم. <br />
    یعنی نمیشه خودتون از یه چیزی استفاده کنید و بعد به بچه نه بگید. <br />
    من توی استرالیا خانواده ای دیدم که اومدن خانوم خواسته حجابشو برداره همسرش اجازه نداده و دعواشون شده و خانومه به پلیس زنگ زده و پلیس جلوی دخترهای این خانوم اومده و آقا رو برده. الان دخترهای این خانوم کاملا غربی و بدون اصول خانواده زندگی میکنن و خانومه حسرت میخوره الان ولی خب کاری هست که شده بوده و مقصر خودش بوده.<br />
    من با توجه به اصول خانوادگی خودم با افرادی رابطه ی خانوادگی برقرار میکنم که طبق اصول مهم زندگی من زندگی میکنن. تعدادشون هم الحمدلله کم نیست. مثلا من اهل غذای حلال هستم پس با کسی معاشرت خانوادگی میکنم که این اصل رو زیر سوال نبره حتی اگر خودش اهل غذای حلال نباشه. اینطوری پسر من هم یاد میگیره. <br />
    مثلا الان بدون هیچ فشاری وقتی میریم فروشگاه، پسرم اول مواد اولیه ای که توی بسته ی های غذایی هست رو میخونه و با چیزایی که بهش گفتم تطابق میده و بعدا خرید میکنه. چون دیده ما و دوستانمون وقتی خرید میکنیم اینطوری خرید میکنیم. ببخشید طولانی و خارج از تاپیک شد. من این بحث رو میبرم توی تاپیک بچه ها در استرالیا<br/>

  4. 3 کاربر مقابل از freedom عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    aliie62 (2015/11/25),ariana (2017/02/22),Mehnoosh-Mohamad (2015/11/27)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    07 2015
    نوشته ها
    38
    تخصص
    -
    میزان امتیاز
    24
    نقل قول نوشته اصلی توسط freedom نمایش پست ها
    سلام.
    اینها همه قابل بحثه.
    در کل با پاسختون موافقم و از این که تجارب ارزشمندتون رو در اختیار من گذاشتید بسیار سپاسگذارم
    ویرایش توسط aliie62 : 2015/11/25 در ساعت 01:17 AM
    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    10 2015
    نوشته ها
    8
    تخصص
    Software
    میزان امتیاز
    24
    نقل قول نوشته اصلی توسط freedom نمایش پست ها
    <br />
    سلام. <br />
    اینها همه قابل بحثه. من تا 11 سالگی پسرم ایران بودم و براش هیچکدوم از اینها رو هم نخریده بودم و همه ی فامیلهای نزدیکش دائم دستشون بود. <br />
    اینجا هم که اومدیم داستان همینه. نکته اینکه سرخورده نشن این هست که بچه دست تاثیر گذار ترین افراد زندگیش این رو نبینه. <br />
    بزارید مثال بزنم. <br />
    من پسرم سالها تبلت میخواست . ولی نمیخریدم و نخریدم هنوز. وقتی از من درخواست میکرد میگفتم هر وقت یه کار مفید میخواستی بکنی بگو تا من برات بخرم. و چون هیچ وقت کار مفیدی جز بازی به ذهنش نمیرسید من براش نخریدم ضمن اینکه من و همسرم هم تبلت نداشتیم چون به نظرمون بدون مصرفه. ولی تلفن همراهم رو با بچه شیر میکردم. چون همیشه اعتقاد دارم رطب خورده کی منع رطب کنم. <br />
    یعنی نمیشه خودتون از یه چیزی استفاده کنید و بعد به بچه نه بگید. <br />
    من توی استرالیا خانواده ای دیدم که اومدن خانوم خواسته حجابشو برداره همسرش اجازه نداده و دعواشون شده و خانومه به پلیس زنگ زده و پلیس جلوی دخترهای این خانوم اومده و آقا رو برده. الان دخترهای این خانوم کاملا غربی و بدون اصول خانواده زندگی میکنن و خانومه حسرت میخوره الان ولی خب کاری هست که شده بوده و مقصر خودش بوده.<br />
    من با توجه به اصول خانوادگی خودم با افرادی رابطه ی خانوادگی برقرار میکنم که طبق اصول مهم زندگی من زندگی میکنن. تعدادشون هم الحمدلله کم نیست. مثلا من اهل غذای حلال هستم پس با کسی معاشرت خانوادگی میکنم که این اصل رو زیر سوال نبره حتی اگر خودش اهل غذای حلال نباشه. اینطوری پسر من هم یاد میگیره. <br />
    مثلا الان بدون هیچ فشاری وقتی میریم فروشگاه، پسرم اول مواد اولیه ای که توی بسته ی های غذایی هست رو میخونه و با چیزایی که بهش گفتم تطابق میده و بعدا خرید میکنه. چون دیده ما و دوستانمون وقتی خرید میکنیم اینطوری خرید میکنیم. ببخشید طولانی و خارج از تاپیک شد. من این بحث رو میبرم توی تاپیک بچه ها در استرالیا<br/>
    [/QUOTE]
    نکته بسیار مهمی رو اشاره کردین. تفاوت فرهنگی بین فرهنگ غالب و اقلیت چالش مهمیه.
    خوانواده ای که مثال زدین نمونه بارزش هست. من یک سوالی که همیشه داشتم این بوده که کسایی که مذهب (مثلا اسلام) براشون توی زندگی اولویت هست چه چیزی باعث میشه که از یک کشور اسلامی مهاجرت کنن. من به شخصه اگر دین برام مهمتر از دنیا بود دوست داشتم به کشور مذهبی برم، البته چون مسلمان نیستم به هر حال ایران نمی بود اما برداشت من اینه که بهترین محیط برای تربیت فرزند برای یک مسلمان کشور اسلامی هست.
    خوانواده ای که به یک کشور با فرهنگ لیبرال (من بهش غربی نمی گم چون این فرهنگ فقط ریشه در غرب نداره و در مقاطعی در کشور ایران هم بوده، ژاپن، کره، سنگاپور، برزیل و خیلی جاهای دیگه) مهاجرت میکنه بچه رو در معرض این فرهنگ قرار می ده، البته به نظر من کار بزرگی هست که به بچه هامون حق انتخاب فرهنگ و مذهب رو بدیم ولی خوب باید عواقبش رو هم پذیرا باشیم و به انتخابش احترام بگذاریم.
    دوست مسلمونی دارم که دقیقا به همین دلیل داره برمیگرده، چون دخترش شروع کرده به زیر سوال بردن این مسایل.
    به نظر من یک مزیت بزرگ استرالیا حاکم بودن ارزشهای لیبرال و سکولار هست برای افرادی که این روش زندگی رو میپسندن مثل من. و یک مزیت بزرگ ایران حاکم بودن ارزش های اسلامی هست برای کسایی که روش زندگی اسلامی رو میپسندن و دوست دارن بچه ها رو با این ارزش ها بار یبارن.
    من به شخصه عقیده دارم اگر کسی ارزش های اسلامی براش اولویت داشته باشه ایران کشور بسیار خوبی هست برای پیشرفت و زندگی و تربیت فرزند. بچه شما تو مدرسه دینی و قران یاد می گیره، دعا میخونه، توی دانشگاه همینطور. و توی جامعه قانون برای اجبار حجاب و رمضان و ... هست. به نظرم برای یک مسلمان واقعی این چیز ها باید بیشتر از مسایل دنیایی ارزش داشته باشه قا عدتا. و ایران هم اونطور کشور عقب افتاده ای نیست مثل سومالی که مهاجرت ازش به هر وجهی که شده و تحت هر شرایطی الزامی باشه.
    برای امثال بنده که مسلمان نیستیم کیفیت زندگی مادی مهمتر هست و مییتونه یکی از عوامل اصلی مهاجرت باشه.
    ویرایش توسط Mizrahi : 2015/11/25 در ساعت 10:37 AM

  7. کاربر مقابل از Mizrahi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    shabnami (2015/11/29)

  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    06 2015
    نوشته ها
    219
    میزان امتیاز
    286
    حالا همین سناریو رو در استرالیا تصور کنید و بهش اضافه کنید عدم حمایت قانون از تحمیل نظرات تربیتی خانواده به فرزند. مگر این که شما معتقد باشید فرزند شما بدون حمایت و دخالت شما در متن دنیای واقعی دچار انحراف نمیشه و مسیر درست زندگیشو خودش پیدا میکنه
    حمایت، دخالت و تربیت سه مفهوم جدا هستند.
    به نظر من تربیت فرزند مربوط به زمانی هست که هنوز خودش تشخیص خوب و بد رو نداره و شما باید راهنماییش کنین.
    حمایت از فرزند همیشگی هست و ربطی به سن و سال و اینطور چیزها نداره و البته اگر قدرت تشخیص خوب و بد رو داره، با درخواست خودش صورت میگیره و ربطی به این نداره که شما اون کار رو درست میدونین یا نه.
    دخالت یا همون تحمیل نظرات هم به وقتی میگن که فرزند خودش قدرت تشخیص داره ولی تصمیماتش رو شما نمیپسندین و میخواین مجبورش کنین که تصمیماتش رو عوض کنه که به نظر من هیچ وقت نباید وجود داشته باشه.

    حالا وقتی شما میگین «تحمیل نظرات تربیتی خانواده» دقیقا منظورتون کدوم هست؟ یعنی میگین قوانین استرالیا نمیذارن بچه رو طبق فرهنگ خودتون تربیت کنین؟

  9. 2 کاربر مقابل از Nerd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    aliie62 (2015/11/26),mehran (2015/11/26)

  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    80
    میزان امتیاز
    92
    نکته بسیار مهمی رو اشاره کردین. تفاوت فرهنگی بین فرهنگ غالب و اقلیت چالش مهمیه.
    خوانواده ای که مثال زدین نمونه بارزش هست. من یک سوالی که همیشه داشتم این بوده که کسایی که مذهب (مثلا اسلام) براشون توی زندگی اولویت هست چه چیزی باعث میشه که از یک کشور اسلامی مهاجرت کنن. من به شخصه اگر دین برام مهمتر از دنیا بود دوست داشتم به کشور مذهبی برم، البته چون مسلمان نیستم به هر حال ایران نمی بود اما برداشت من اینه که بهترین محیط برای تربیت فرزند برای یک مسلمان کشور اسلامی هست.
    خوانواده ای که به یک کشور با فرهنگ لیبرال (من بهش غربی نمی گم چون این فرهنگ فقط ریشه در غرب نداره و در مقاطعی در کشور ایران هم بوده، ژاپن، کره، سنگاپور، برزیل و خیلی جاهای دیگه) مهاجرت میکنه بچه رو در معرض این فرهنگ قرار می ده، البته به نظر من کار بزرگی هست که به بچه هامون حق انتخاب فرهنگ و مذهب رو بدیم ولی خوب باید عواقبش رو هم پذیرا باشیم و به انتخابش احترام بگذاریم.
    دوست مسلمونی دارم که دقیقا به همین دلیل داره برمیگرده، چون دخترش شروع کرده به زیر سوال بردن این مسایل.
    به نظر من یک مزیت بزرگ استرالیا حاکم بودن ارزشهای لیبرال و سکولار هست برای افرادی که این روش زندگی رو میپسندن مثل من. و یک مزیت بزرگ ایران حاکم بودن ارزش های اسلامی هست برای کسایی که روش زندگی اسلامی رو میپسندن و دوست دارن بچه ها رو با این ارزش ها بار یبارن.
    من به شخصه عقیده دارم اگر کسی ارزش های اسلامی براش اولویت داشته باشه ایران کشور بسیار خوبی هست برای پیشرفت و زندگی و تربیت فرزند. بچه شما تو مدرسه دینی و قران یاد می گیره، دعا میخونه، توی دانشگاه همینطور. و توی جامعه قانون برای اجبار حجاب و رمضان و ... هست. به نظرم برای یک مسلمان واقعی این چیز ها باید بیشتر از مسایل دنیایی ارزش داشته باشه قا عدتا. و ایران هم اونطور کشور عقب افتاده ای نیست مثل سومالی که مهاجرت ازش به هر وجهی که شده و تحت هر شرایطی الزامی باشه.
    برای امثال بنده که مسلمان نیستیم کیفیت زندگی مادی مهمتر هست و مییتونه یکی از عوامل اصلی مهاجرت باشه.[/QUOTE]
    راستش توی زندگی خودم من این دید شما رو ندارم. میشه مذهبی هم بود و در جامعه ی سکولار هم زندگی کرد. صرف مذهبی بودن و اسلامی بودن ایران دلیل بر اینکه تمام اون جامعه اسلامی اداره میشه و اسلام درونش جریان داره نیست. ضمن اینکه شما هم خودتون گفتید که "در جامعه ای که اجبار روی مسائل مذهبی داره" و من بعنوان یه آدمی که به مذهب و اعمالش تلاش میکنه پایبند باشه، به اجبار اعتقاد ندارم.
    اینجا هم خیلی خانواده ها رو دیدم بدون کمترین اجباری روی بچه هاشون، فرزندانشون الان از فرزندان خانواده های مذهبی توی ایران، مذهبی ترن.
    و نکته ی آخر اینکه، دوستتون به شدت اشتباه میکنه که برمیگرده به خاطر اعتقاداتش. اعتقاداتی که نشه بهش با دلیل منطق جواب داد معلوم نیست توی کشور مبدا هم همونطوری برای دخترش باقی بمونه. خیلی از مذهبیهایی که اینجا دچار مشکل میشن بخاطر این هست که جواب منطقی برای خیلی از مسایل ندارن.

  11. کاربر مقابل از freedom عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Mehnoosh-Mohamad (2015/11/27)

  12. Top | #7

    تاریخ عضویت
    07 2015
    نوشته ها
    38
    تخصص
    -
    میزان امتیاز
    24
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nerd نمایش پست ها
    حمایت، دخالت و تربیت سه مفهوم جدا هستند.
    به نظر من تربیت فرزند مربوط به زمانی هست که هنوز خودش تشخیص خوب و بد رو نداره و شما باید راهنماییش کنین.
    حمایت از فرزند همیشگی هست و ربطی به سن و سال و اینطور چیزها نداره و البته اگر قدرت تشخیص خوب و بد رو داره، با درخواست خودش صورت میگیره و ربطی به این نداره که شما اون کار رو درست میدونین یا نه.
    دخالت یا همون تحمیل نظرات هم به وقتی میگن که فرزند خودش قدرت تشخیص داره ولی تصمیماتش رو شما نمیپسندین و میخواین مجبورش کنین که تصمیماتش رو عوض کنه که به نظر من هیچ وقت نباید وجود داشته باشه.

    حالا وقتی شما میگین «تحمیل نظرات تربیتی خانواده» دقیقا منظورتون کدوم هست؟ یعنی میگین قوانین استرالیا نمیذارن بچه رو طبق فرهنگ خودتون تربیت کنین؟
    شما به درستی به مفاهیم اشاره کردید. حالا سوال اینه که با توجه به مسایلی که تو پست های قبلی بهش اشاره شد، شما این مفاهیم رو تو رنج سنی 12 تا 16 سال توی ایران و استرالیا چه جوری به کار میگیرید؟ اگر پاسختون بر مبنای تجربه باشه که عالیتر خواهد بود.
    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

  13. Top | #8

    تاریخ عضویت
    06 2015
    نوشته ها
    219
    میزان امتیاز
    286
    نقل قول نوشته اصلی توسط aliie62 نمایش پست ها
    شما به درستی به مفاهیم اشاره کردید. حالا سوال اینه که با توجه به مسایلی که تو پست های قبلی بهش اشاره شد، شما این مفاهیم رو تو رنج سنی 12 تا 16 سال توی ایران و استرالیا چه جوری به کار میگیرید؟ اگر پاسختون بر مبنای تجربه باشه که عالیتر خواهد بود.
    راستش من خودم هنوز خیلی جوون تر از اونی هستم که بچه تین ایجر داشته باشم!

    به نظر من بیس تربیت بچه ها قبل از تین ایجری شکل میگیره و اگر در این سن بچه عزت نفس خوبی داشته باشه و به پدر و مادرش اعتماد داشته باشه و بدونه که اونها باهش لجبازی نمیکنن و ازش حمایت میکنن، مشکلات این دوران چندان جدی براش پیش نخواهد اومد ولی بچه ای که عزت نفس نداره یا روابط مناسبی از قبل از این سن با پدر و مادرش نداره یا به اونها اعتماد نداشته باشه در اون صورت موضوع خیلی خطرناک میشه و باید نگران بود و فقط در این شرایط هست که میشه بین استرالیا و ایران مقایسه کرد!

    در کل فکر میکنم اگر شما بچه ای دارین که فکر میکنین در مواقع حساس اونقدر به شما اعتماد داره که مسایلش رو با شما در میون بذاره و ازتون نترسه، دلیل زیادی برای نگرانی از تاثیر جامعه ندارین.

    من نمیگم محیط استرالیا برای تربیت بچه ها خیلی خوبه ولی با توجه به چیزی که تو ایران دیدم، به نظر من هنوز از ایران خیلی بهتره! راستش من خودم یکی از دلایل اصلی که تصمیم گرفتم از ایران خارج بشم این بود که محیط ایران رو اصلا برای تربیت بچه مناسب نمیدونستم. خیلی از چیزهایی که در ایران مثبت به نظر میان (مثل دروغ گفتن و تقلب کردن و دو رویی و ...) تاثیرشون به این راحتی قابل جبران نیست. من واقعا نمیدونم چطور میشه به بچه ای که تو محیط مدرسه یاد میگیره که مثلا تقلب در امتحان اشکالی نداره یاد داد که تقلب چیز خوبی نیست!
    البته در استرالیا هم تین ایجرهای مشکلات خودشون رو دارن ولی باز هم من نسبت به چیزی که تو ایران دیدم، اینجا رو بهتر میدونم.

  14. 2 کاربر مقابل از Nerd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Mehnoosh-Mohamad (2015/11/27),mehran (2015/11/26)

  15. Top | #9

    تاریخ عضویت
    07 2015
    نوشته ها
    38
    تخصص
    -
    میزان امتیاز
    24
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nerd نمایش پست ها
    راستش من خودم هنوز خیلی جوون تر از اونی هستم که بچه تین ایجر داشته باشم!

    به نظر من بیس تربیت بچه ها قبل از تین ایجری شکل میگیره و اگر در این سن بچه عزت نفس خوبی داشته باشه و به پدر و مادرش اعتماد داشته باشه و بدونه که اونها باهش لجبازی نمیکنن و ازش حمایت میکنن، مشکلات این دوران چندان جدی براش پیش نخواهد اومد ولی بچه ای که عزت نفس نداره یا روابط مناسبی از قبل از این سن با پدر و مادرش نداره یا به اونها اعتماد نداشته باشه در اون صورت موضوع خیلی خطرناک میشه و باید نگران بود و فقط در این شرایط هست که میشه بین استرالیا و ایران مقایسه کرد!

    در کل فکر میکنم اگر شما بچه ای دارین که فکر میکنین در مواقع حساس اونقدر به شما اعتماد داره که مسایلش رو با شما در میون بذاره و ازتون نترسه، دلیل زیادی برای نگرانی از تاثیر جامعه ندارین.

    من نمیگم محیط استرالیا برای تربیت بچه ها خیلی خوبه ولی با توجه به چیزی که تو ایران دیدم، به نظر من هنوز از ایران خیلی بهتره! راستش من خودم یکی از دلایل اصلی که تصمیم گرفتم از ایران خارج بشم این بود که محیط ایران رو اصلا برای تربیت بچه مناسب نمیدونستم. خیلی از چیزهایی که در ایران مثبت به نظر میان (مثل دروغ گفتن و تقلب کردن و دو رویی و ...) تاثیرشون به این راحتی قابل جبران نیست. من واقعا نمیدونم چطور میشه به بچه ای که تو محیط مدرسه یاد میگیره که مثلا تقلب در امتحان اشکالی نداره یاد داد که تقلب چیز خوبی نیست!
    البته در استرالیا هم تین ایجرهای مشکلات خودشون رو دارن ولی باز هم من نسبت به چیزی که تو ایران دیدم، اینجا رو بهتر میدونم.
    ممنون از پاسخ کامل و صادقانه اتون، با شما در مورد نقش عزت نفس و اعتماد به خانواده کودک یا نوجوان در تربیت صحیحش موافقم، با این تفسیر که این عزت نفس از همون سنین نوزادی شکل میگیره. به عنوان پدر یک کودک چهار ساله دغدغه های جدی راجع به عوامی محیطی (یک پارامتر بسیار مهم) دارم. گرچه خانم freedom با برخی پاسخ هاشون تونستند به من کمک کنند تا شبیه سازی مختصری از اونجا داشتهدباشم. به هرصورت از تمام شما که با مشارکت توی این بحث کمک کردید پاسخ برخی از سوالاتم رو پیدا کنم، سپاسگزارم.
    امیدوارم دوستان ساکن استرالیا که پدر یا مادر هستند، بردن در نظر گرفتن روش های تربیتی مختلف، روش تربیتی خودشون و پاسخی که از اون گرفتند رو اینجا شرح بدند. گرچه برخی از موارد، اصول بنیادین تربیت هستش و فارغ از جبر جغرافیایی، بنابراین تمام والدین میتونند توی اون بحث مشارکت کنند.
    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

  16. Top | #10

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    80
    میزان امتیاز
    92
    تربیت واقعی از هفت سالگی که بچه ها فرمانبردارن شروع میشه و تا 12 سالگی ادامه پیدا میکنه. ولی از 12 سالگی به بعد شما باید کاملا از بچه حمایت و سعی کنید بدون دخالت در تصمیم گیریهاشون اونها رو هدایت کنید. بچه ها بعد از 12 سالگی تربیت پذیر نیستن مثل زمان کودکیشون و برای خودشون دارای شخصیت میشن.
    توی پسر خودم من این رو مد نظر داشتم.
    توی کتابهای مربوط به دوران نوجوانی که توسط اساتید ایرانی نوشته شده بسیار تاکید کردن که بچه ها در نوجوانی تمام آموزه های پدر و مادرشون رو با عقل و معلومات خودشون میسنجن و اگر به نظرشون درست نیاد کاملا اون رو کنار میزارن.
    پس نمیشه نسبت به نوجوان سختگیری داشت چون اونها عصاره ی خود ما هستن و اگر اعتقادات ما رو نپذیرفتن ایراد از پدر و مادر بوده صددرصد. برای پدر و مادر دو راه میمونه یا طرد کردن یا حمایت. به نظر من حمایت بهتره. چون اگه بچه ها توی تربیت قبلیشون مشکل داشته باشن حداقل حریم امن خانه رو از دست نمیدن.

  17. کاربر مقابل از freedom عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    aliie62 (2015/11/27)

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •