سلام ، آیا این بازدید اول شماست ؟ یا
صفحه 1 از 19 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 190

موضوع: واقعا چرا میخواییم بریم؟ با خودمون روراست باشیم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    05 2015
    نوشته ها
    44
    میزان امتیاز
    37

    واقعا چرا میخواییم بریم؟ با خودمون روراست باشیم

    سلام دوستان
    چند وقت پیش خبر ناراحت کننده ای درمورد قتل یه خانم ایرانی با تحصیلات عالی که در پمپ بنزیی در کانادا کار میکرد توسط سارقان شنیدیم که همه مارو متاثر کرد. همچنین وضعیت اسفبار عده ای از هموطنانمان در کمپهای پناهجویان استرالیا و فوت یکی از آنها هم موضوعی شده که هر چند وقت یکبار میاد بالای خبرها. بفکرم زد که تاپیکی ایجاد کنم که به ریشه جامعه شناختی مهاجرت در ایران بپردازیم و همه در آن شرکت کنیم. بگیم که واقعا چرا میخواییم مهاجرت کنیم و دنبال چی هستیم که در ایران بهش نمیرسیم. و یا اگه مهاجرت کرده ایم به اون چیزهایی که براش برنامه داشتیم رسیدیم یا نه. آیا مهاجرت ارزش اینو داره که به هر قیمتی انجام بشه؟ یا با تحصیلات عالی یا فوق عالی به کارهای غیر مرتبط برای گذران زندگی بپردازیم یا حتی بدتر از اون جونمون رو به خطر بندازیم؟ لطفا از جوابهای کلیشه ای مثل زندگی بهتر و .... اجتناب کنیم و روراست باشیم.
    شاید شبیه این بحث قبلا ایجاد شده باشه اما اینجا فرقش اینه که اظهار نظر برای همه چه کسایی که نرفتن و چه کسایی که رفتن آزاده و برای عده خاصی مصادره نشده.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    05 2015
    نوشته ها
    44
    میزان امتیاز
    37
    من از خودم شروع میکنم که ترس شما هم بریزه:
    من شخصا آدمی بودم که شدیدا به خدمت به وطن اعتقاد دارم اگرچه خیلی بی مهری دیدم. همیشه با دوستان که ایرانو ترک میکردن بحث میکردم که شما سنگرو واسه آدمای نان-کوالیفاید خالی میکنین و بجای درست کردن مملکت میزارید میرید. همه چیزو تقصیر حکومت میندازین ولی خودتون تو خیابون آشغال میریزن و بد رانندگی میکنین. که البته این بحثا به جایی نمیرسید و اونها هم میرفتنو مارو آدم حساب نمیکردن.من تا سال 2013 برای نماینده یه شرکت اروپایی در تهران بمدت 6 سال کار میکردم تا اینکه با مدیر ایرانیش سر ماموریت به پاکستان درگیر شدم و منو اخراج کرد. مدیران اروپایی که نگرانی منو از سفر به پاکستان درک کردن به من آفر دادن تا برای خودشون مستقیم کار کنم. منم قبول کردم و به کشورهای خاورمیانه و افریقا سفر میکردم. این موضوع همزمان شد با اعمال تحریمهای فلج کننده یا بعیارتی سرویس کننده علیه ایران. با تحریم بانک مرکزی و سوئیفت انتقال پول به ایران ممنوع شد و امریکای جهانخوار استفاده از تخصص متخصصین ایرانی داخل ایران رو ممنوع کرد که شامل حال ما هم شد. پس از 4 ماه رایزنی شرکت من با شرکتهای خرد و ریز در اروپای شرقی برای بستن قرارداد با من که بتونن تحریمهارو دور بزنن، یه روز بمن خبر دادن که نتونستن این کارو بکنن و بیش از این نمیتونن دنبال کار من باشن. واسه همینم به عهده من گذاشتن که از ایران خارج بشم و بهم قول همکاری در هر جای دیگه دنیا که رفتم دادن. منهم بدنبال سریعترین راه اقامت یه کشور بی حاشیه بودم. حتی به ارمنستان و گرجستان و ترکیه و عراق و افغانستان هم فکر کردم. در آخر تصمیم گرفتم حالا که بحث اقامته پس یه کار اساسی تر بکنم و رفتم سراغ کانادا و استرالیا. حتما تا حالا متوجه شدین که برای من فقط خروج از ایران مهمه نه کشور مقصد. واسه همینم یکی از قدیمیترین و مشهورترین ایجنتهای مهاجرتی به استرالیا (که اسمشو نمیخوام ببرم) رو بخدمت گرفتم و شرایطم رو توضیح دادم و گفتم پول برام مهم نیست فقط سریع و تضمین شده اقامت میخوام. من واجد شرایط PR بودم و قراردادم هم PR نوشتم . بگذریم از اینکه تیم فنی که در تهران داشتن بسیار ناکارامد و کند بودن و با راهنمایی غلط در مورد CDR باعث شدن من 2 بار CDR بنویسم (فکرشو بکن ) و فرصت طلایی سنمو از دست بدم و مجبور شم ایلتس 7 بگیرم. که اونم نشد (البته خودمم همت نکردم کلا 2 بار آیلتس دادم). برای من خروج سریعتر مد نظر بود که با چراغ سبز من برای من ویزای 489 گرفتن. در طول مدت پروسه ویزا 2 تا پروژه شخصی تونستم در ایران جور کنم تا از علم روز اروپا عقب نمونم (که هنوزم گیر پروژه آخری هستم که نتونستم برم تا حالا).
    سرتونو درد نیارم. من نمونه بارز یک قربانی تحریمهای امریکا بر ضد ایران (که زمانی کاغذ پاره ای بیش نبود) هستم و این تحریمها مستقیما روی زندگی و کار من تاثیر گذاشت. من انگیزه لازم برای ترک ایران رو الان دارم و هدفم ادامه کارم با شرکت محبوبم هست (البته شاید کار دیگری هم در استرالیا پیدا کنم کسی چه میدونه) هدف من از استرالیا (یا کانادا یا امریکا...) فقط داشتن یه حساب بانکی شخصی و ادرس غیر از ایران و در انتها پاسپورت قویتر از ایران هست تا بتونم به کار اینترنشنالم ادامه بدم. مطمئنا اگر اینها در ایران برایم مهیا بود دلیلی واسه رفتن نداشتم. تو تهران هم خونمو نگه داشتم و هم ماشینمو. حتی دوچرخمو هم نفروختم چون قصد بازگشت دارم یه روزی.
    ویرایش توسط vahid2t : 2015/06/15 در ساعت 04:47 AM

  3. 5 کاربر مقابل از vahid2t عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    locomotive (2015/07/04),mosafer (2015/06/15),mosi (2015/06/15),pisces90 (2015/06/15),حمید (2015/06/19)

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    05 2015
    نوشته ها
    51
    میزان امتیاز
    60
    من خیلی سعی کردم که خوبیها و بدی های مهاجرت رو بنویسم روبروی هم و یکی یکی روی کفه ترازو بسنجم....اما مسئله کاملا فازیه و وزن دادن به پارامترهاش سخت ترین کار دنیاست.
    این سوال هیچ وقت برای من جواب مشخصی نداشته؛ نه رفتن و نه موندن هیچ کدوم به اون یکی نمی چربند!

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    196
    محل سکونت
    Perth
    تخصص
    Computer Network Engineer
    میزان امتیاز
    748
    vahid خان . قبلش به شما بگم بطور خلاصه به من مربوط نیست که چه کسی باید بره چه کسی بمونه و صلاح کی در چیست . اما در مورد متن شما توضیحی بنظرم اومد که باهاتون در میون میذارم

    فرمودید :
    چند وقت پیش خبر ناراحت کننده ای درمورد قتل یه خانم ایرانی با تحصیلات عالی که در پمپ بنزیی در کانادا کار میکرد توسط سارقانشنیدیم که همه مارو متاثر کرد. همچنین وضعیت اسفبار عده ای از هموطنانمان در کمپهای پناهجویان استرالیا و فوت یکی از آنها .........

    اولا در نظر داشته باشید قتل و جنایت در تمامی کشورهای و جوامع بشری وجود داره. نمیشه بدلیل چنین اتفاقی و حالا چون فرد مورد نظر ایرانی بوده معادلات دیگه ای رو که ارتباطی به این ماجرا نداره رو زیر سوال برد. ولی بطور کلی میانگین امنیت در جوامع شاخص خوبی برای مطالعه و تصمیم گیری هست.
    در مورد داشتن کار تخصص بالا و کار کردن در پمپ بنزین هم باید بدونین که اولا تخصص بالا داشتن دلیل به کاریابی نیست و امنیت شغلی رو هم تضمین نمی کنه. برعکس تخصص بالا معادل با پوزیشن بالاتر و حقوق بالاتره که باعث خواهد شد درخواست کار برای فرد کمتر باشه و همینطور امنیت شغلی کمتر. از این جهت که هر زمان شرکت نیاز به تعدیل نیرو پیدا کرد از افراد با درامد بالا شروع میکنه. (کاملا برعکس ایران که مدیران معمولا جاشون امنه و افراد دم دست و ضعیفتر با حقوق کمتر زودتر از شرکت بیرون میشن) . در حال حاضر وضعیت اقتصادی در تمام دنیا خرابه (اگرچه که آمریکا وضعیتش بهتره - اون واژه جهانخواری که بکار بردی اینجا مکان بحثش نیست ولی مشخصا دیدگاه بیطرفانه شما رو نقض میکنه ) و بسیاری از کشورها مشکل دارند. بسیاری از اقتصادها با رکود همراه شده و سیستمهای محافظتی شکل گرفته. شرکت ما ماه گذشته 3 نفر رو رد کرد بره و محض اطلاع همه اون افراد مدیرانی با بلای سابقه کار 15 سال و اتفاقا متخصص بودند . از دست دادن کار موردیه که در دنیای بزرگتر همه باید براش آماده باشند.
    در مورد کار در پمپ بنزین باید بدونی زمانیکه کارتون رو از دست میدید حدود 2 ماه (در بهترین حالت) طول میکشه که شما برید سر کار جدید. دو ماه برای یه خانواده بسته به مخارج و هزینه ها حداقل 6000$ هزینه داشته باشه (زمان بیشتر بشه این عدد بالاتر میره مشخصا). پول اصلا کمی نیست. کار اینجا عار نیست و کارهایی که به ظاهر ممکنه به اصطلاح بی ارزش باشند (کار در پمپ ینزین ، مکدونالد ، فروشگاه . راننده . غیره ) اصلا و ابدا دیدگاه ایران یا خاورمیانه یا اروپای شرقی روش نیست و بی ارزش تلقی نمیشه. کار افراد به هیچ عنوان میزان قضاوتشون نمیشه و تا زمانیکه یک کار پول در میاره اصلا چبز دیگری اهمیتی نداره. برای همین اون فرد با تحصیلات عالی هم وقتی دیده تحت فشاره براحتی برای اینکار موقت اقدام کرده و من مطمئنم خوشحال هم شده تا کار رو پیدا کرده چون بدون استرس میتونستن هردوشون دنیال کار مرتبط لا تخصصشون بگردند. ضمن اینکه بد نیست بدونین یه شغل ساده میتونه درآمد اون دو ماه رو جمع و جور کنه و این بسیار چیز مطلوبیه برای خانواده ای که دچار بحران شده.
    در مورد پناهندگان و کمپهای استرالیا هم بحث بسیار زیاده و من منکر نواقص و حقوق پایمال شده انسانی در اون مکانها نیستم ولی ، ولی در مرحله اول و قبل از هر چیز ، پناهندگی و شیوه های که ما ازش میشناسیم به هیچ عنوان و تحت هیچ قانون و قاعده ای راه مناسبی برای از کشور خارج شدن و فعال شدن در کشور دیگری نیست.

    باز هم ذکر میکنم منظور من اینکه آیا باید رفت یا موند نیست چون این تصمیم شخصی هست ولی من وقتی متن شما رو خوندم و با توجه به نحوه نگارشتون متوجه شدم شما از قبل تصمیمتون رو گرفتید و دنبال هیچ جوابی نیستید. بنظرم اومد بیشتر دنبال پیدا کردن افرادی هم نظر با خودتون هستید . اینکه شما خودتون رو قربانی تحریمها میدونین به هر حال موردی هست که ما امکان صجت و سقمش رو نداریم و جوابش هم کمکی بکسی نمیکنه. هر فردی بنا به شرایطش تصمیم میگیره که ایا در مکان دیگری شرایط رشدش بیشتره یا خبر و بر اون اساس تصمیم میگیره بره و یا بمونه. تازه بعد از مهاجرت مشخص میشه که میزان واقع بینی اون فرد از خودش ، با توجه به همخوانی اون با محیط و شرایط اون لحظه در کشور ثانی چقدر تصمیم درست بوده. در حال حاضر هم درصد قابل توجهی از مهاجرین به خواسته هاشون نمیرسن
    ویرایش توسط babaak : 2015/06/15 در ساعت 01:40 PM
    "A lion doesn't concern himself with the opinions of a sheep"
    Tywin Lannister

  6. 11 کاربر مقابل از babaak عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Ally (2015/06/17),lena (2015/06/17),M.S.T (2015/06/16),mehran (2015/06/16),MFerri (2015/06/17),mohammad_eslami (2015/06/17),mozhganshm (2015/06/15),ميلاد (2016/01/30),worthy (2015/08/26),yasser (2015/06/15),دامون (2015/06/17)

  7. Top | #5

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    59
    میزان امتیاز
    27


    سلام دوستان
    من هم بانظر آقا بابك خيلي موافقم كه تصميم به مهاجرت كاملاً شخصي است و فرد به فردمتفاوته و نميشه براي همه يك نسخه پيچيد. ولي در مورد خود من چند مورد هست كه خيلي برام مهمه و واسه همينه كه تصميم به اين كار گرفتم.

    اولين نكته كه براي من مهمه آزاديه. چيزي كه ما تو ايران اصلا ازش بهره نبرديم. اين آزادي طيف گسترده ايداره از رسانه ها گرفته تا آزادي بيان وپوشيدن لباس و ...من به عنوان يك خانم هميشه از اين موضوع رنج مي كشم كه چرا با من متفاوت از آقايون رفتار ميشه و تو اين هواي گرم كه آقايون با تيشرت ميان بيرون من در محل كارم مجبورم مقنعه سر كنم و مانتو بپوشم و از خودم صيانت كنم.

    مورد دوم هواي پاك، نظم و قانونه كه خدا رو شكر ما اينجا اصلا اين موارد رو نداريم. درمنطقه اي كه ما كار مي كنيم من تو مسيررفت و برگشت اصلا شيشه ماشين رو پايين نميدم چون تا خونه صورتم سياه ميشه از بس دود كاميون و اتوبوس و سواري و ... تو صورتم مي خوره. حالا بماند كه سر ريه هام چه بلايي مياد.

    مورد سوم فرهنگه.من يكي كه مي خوام فرار كنم. حتماً به وضعيت رانندگي هم وطنان خوبمون دقت كردين ديگه. اگه بخواي با سرعت مجاز رانندگي كني و توي لاين حركت كني انقد چراغ و بوق مي زنن واز اينور اونورت سبقت ميگيرن كه به غلط كردن مي افتي.

    مورد چهارم تغذيه است. اينكه اصلا به خوردن هيچي تو اين مملكت اعتماد ندارم. يا مرغ هورمونيه. ياسبزي ها با آب فاضلاب پرورش ميدن يا ميوه ها كود شيميايي دارن بزرگتر از حدمعمولن.يا لبنيات مشكل داره و ...

    مورد پنجم عدم اطمينان به آيندست. واقعا به اين كشور اميدي نيست. اون از وضعيت تخريب محيط زيست.اينم از وضعيت اقتصادي مملكت. ركوداقتصادي ، گروني ... پدرمون در اومد از بس غصه خشكسالي و گرون شدن ارز و...خورديم.

    مورد ششم خيلي شخصيه. اون هم علاقه من به زندگي در يك كشور مهاجر پذير و آشنايي با فرهنگهاي ديگه است. من عاشق چلنج هستم و خودم رو براي همه چي آماده كردم.

    من و همسرم تو يكي از بهترين شركت هاي ايران كار مي كنيم و وضعيت درآمديمون هم خوب است. امافارغ از همه مواردي كه گفتم معتقديم كه تغيير چيز خوبيه و نبايد وابستگي هاي معنوي و مالي ما رو از تغييرشرايط براي زندگي حداقل در طبيعت زيبا و كشور قانونمند محروم كنه . ما دنبال پولدار شدن نيستيم و دنبال آرامشيم كه با اطلاعاتي كه از دوستان گرفتيم دراستراليا ميشه اين آرامشو پيدا كرد.
    ویرایش توسط mozhganshm : 2015/06/15 در ساعت 01:51 PM
    Lodge : 2014-May-19
    Case Officer : 2014-Jul-04 Amanda Vuong
    Visa type : 190 Adelaide


  8. 3 کاربر مقابل از mozhganshm عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    M.S.T (2015/06/16),mehrfar (2015/06/15),MFerri (2015/06/17)

  9. Top | #6

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    161
    میزان امتیاز
    162
    بابک جان
    فکر میکنم برداشتی که شما از مطلب (با ذکر مثالش) وحید کردید با اون چیزی که منظور از ایجاد این پست بود فرق میکنه. هر چند شما گفتید من با چرایی مهاجرت کار ندارم. ولی دلیل ایجاد این پست دقیقا این چرایی بود. اینکه چرا فردی با تخصص بالا که شرایط کاری و شاید مالی خوبی داره توی ایران تصمییم به مهاجرت میگیره با اینکه چرا همون فرد رفته کانادا و داره کار پمپ بنزین انجام میده کاملا متفاوته. توضیح شما بیشتر متمایل به چرا دوم بود در حالی که دلیل ایجاد پست چرا اول.
    با اینحال خودم معتقدم داشتن کار با شرایط خوب تنها فاکتور رضایت در زندگی نیست و این فاکتور نمیتونه باعث بشه تا فردی رو که از سایر جوانب زندگیش راضی نیست رو متقاعد به موندن بکنه.
    در مورد خودم: با توجه به اینکه وحید درخواست کرد از دادن جوابهای کلیشه ای خودداری کنیم و شاید جواب من از دید ایشون کلیشه ای بنظر برسه سعی میکنم فعلا نظرات سایر دوستان رو در این مورد بدونم.
    Mohammad (Mike) Akrami
    Visa190-VIC
    lodge:15 April 2015
    Visa Grant: 30 Sep 2015
    َIn Melbourne from:Feb 2016
    خدایا حال ما خوب است. حال بقیه رو هم خوب کن...

  10. 2 کاربر مقابل از Mehnoosh-Mohamad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    MFerri (2015/06/17),vahid2t (2015/06/15)

  11. Top | #7

    تاریخ عضویت
    05 2015
    نوشته ها
    44
    میزان امتیاز
    37
    با تشکر از خانم یا آقای مهنوش-محمد که جواب من همان جواب ایشان است. آقای بابک توصیه میکنم یکبار دیگه قصد من از ایجاد تاپیک رو مطالعه کنید و بیشتر تجربیات مفیدتون را با بقیه شیر کنید و وظیفه تحلیل قضیه را به عهده جامعه شناسها بگذارید. اگر هم واژه جهانخار شمارو اذیت میکنه میتونم از واژه شیطان بزرگ استفاده کنم.(خیلی جدی گرفتی قضیه رو! )
    و با تشکر از خانم مژگان که روراست قصدش رو از مهاجرت فرمودند که نکته 1،2،4،5 و 6 کاملا قابل درک و منطقیست. نکته 3 قضیه فرهنگ خب اصلاحش این وظیفه خود ماست. مردم تو ایران از خارج ایران که نیامده اند. دوستان و فامیلو فرزندان ما هستند. مورد 5 هم فقط شامل ایران نمیشه. در یک نظرسنجی که چندسال پیش در استرالیا انجام شد اکثریت مردم از عدم اطمینان به آینده گله داشتند. امروز هم این قضیه در اروپا بشدت به چشم میاد.

  12. Top | #8

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    59
    میزان امتیاز
    27
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid2t نمایش پست ها
    با تشکر از خانم یا آقای مهنوش-محمد که جواب من همان جواب ایشان است. آقای بابک توصیه میکنم یکبار دیگه قصد من از ایجاد تاپیک رو مطالعه کنید و بیشتر تجربیات مفیدتون را با بقیه شیر کنید و وظیفه تحلیل قضیه را به عهده جامعه شناسها بگذارید. اگر هم واژه جهانخار شمارو اذیت میکنه میتونم از واژه شیطان بزرگ استفاده کنم.(خیلی جدی گرفتی قضیه رو! )
    و با تشکر از خانم مژگان که روراست قصدش رو از مهاجرت فرمودند که نکته 1،2،4،5 و 6 کاملا قابل درک و منطقیست. نکته 3 قضیه فرهنگ خب اصلاحش این وظیفه خود ماست. مردم تو ایران از خارج ایران که نیامده اند. دوستان و فامیلو فرزندان ما هستند. مورد 5 هم فقط شامل ایران نمیشه. در یک نظرسنجی که چندسال پیش در استرالیا انجام شد اکثریت مردم از عدم اطمینان به آینده گله داشتند. امروز هم این قضیه در اروپا بشدت به چشم میاد.

    سلام آقاوحيد
    در نكته 5مطمئناً دوستاني كه اونجا هستند مثل آقا بابك و دامون در اين مورد بيشتر مي تونننظر بدن.ولي برداشت من از صحبت هاي دوستاني كه استراليا زندگي كردند اينه كه خيليموارد مثل تورم، آلودگي محيط زيست كمتر اذيتشون ميكنه.
    Lodge : 2014-May-19
    Case Officer : 2014-Jul-04 Amanda Vuong
    Visa type : 190 Adelaide


  13. Top | #9

    تاریخ عضویت
    05 2015
    نوشته ها
    44
    میزان امتیاز
    37
    نقل قول نوشته اصلی توسط mozhganshm نمایش پست ها
    سلام آقاوحيد

    در نكته 5مطمئناً دوستاني كه اونجا هستند مثل آقا بابك و دامون در اين مورد بيشتر مي تونننظر بدن.ولي برداشت من از صحبت هاي دوستاني كه استراليا زندگي كردند اينه كه خيليموارد مثل تورم، آلودگي محيط زيست كمتر اذيتشون ميكنه.
    سلام
    البته که دوستانی که در استرالیا زندگی میکنند هم میتونن نظر بدن ولی من به شخصه به آمار و گزارشهای معتبر استناد میکنم. استرالیا یکی از پاکترین محیطهای روی کره زمینه (جدای از آزمایشات هسته ای افسارگسیخته دهه 50 توسط استعمارگر پیر در مناطق میانی کشور که اکوسیستم منطقه رو بهم ریخت) اونم بخاطر قوانین سخت زیست محیطیه که داره و مسلما با ایران قابل مقایسه نیست. نگرانی از عدم اطمینان به آینده در جوامع غربی همونطور که خودت گفتی نگرانی از امنیت شغلی و وضع معیشتی واقتصادیه بعلاوه بیمه و بازنشستگی.

  14. Top | #10

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    225
    محل سکونت
    تهران / ایران
    تخصص
    Civil Engineer
    میزان امتیاز
    192
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid2t نمایش پست ها
    من از خودم شروع میکنم که ترس شما هم بریزه:
    من شخصا آدمی بودم که شدیدا به خدمت به وطن اعتقاد دارم اگرچه خیلی بی مهری دیدم. همیشه با دوستان که ایرانو ترک میکردن بحث میکردم که شما سنگرو واسه آدمای نان-کوالیفاید خالی میکنین و بجای درست کردن مملکت میزارید میرید. همه چیزو تقصیر حکومت میندازین ولی خودتون تو خیابون آشغال میریزن و بد رانندگی میکنین. که البته این بحثا به جایی نمیرسید و اونها هم میرفتنو مارو آدم حساب نمیکردن.من تا سال 2013 برای نماینده یه شرکت اروپایی در تهران بمدت 6 سال کار میکردم تا اینکه با مدیر ایرانیش سر ماموریت به پاکستان درگیر شدم و منو اخراج کرد. مدیران اروپایی که نگرانی منو از سفر به پاکستان درک کردن به من آفر دادن تا برای خودشون مستقیم کار کنم. منم قبول کردم و به کشورهای خاورمیانه و افریقا سفر میکردم. این موضوع همزمان شد با اعمال تحریمهای فلج کننده یا بعیارتی سرویس کننده علیه ایران. با تحریم بانک مرکزی و سوئیفت انتقال پول به ایران ممنوع شد و امریکای جهانخوار استفاده از تخصص متخصصین ایرانی داخل ایران رو ممنوع کرد که شامل حال ما هم شد. پس از 4 ماه رایزنی شرکت من با شرکتهای خرد و ریز در اروپای شرقی برای بستن قرارداد با من که بتونن تحریمهارو دور بزنن، یه روز بمن خبر دادن که نتونستن این کارو بکنن و بیش از این نمیتونن دنبال کار من باشن. واسه همینم به عهده من گذاشتن که از ایران خارج بشم و بهم قول همکاری در هر جای دیگه دنیا که رفتم دادن. منهم بدنبال سریعترین راه اقامت یه کشور بی حاشیه بودم. حتی به ارمنستان و گرجستان و ترکیه و عراق و افغانستان هم فکر کردم. در آخر تصمیم گرفتم حالا که بحث اقامته پس یه کار اساسی تر بکنم و رفتم سراغ کانادا و استرالیا. حتما تا حالا متوجه شدین که برای من فقط خروج از ایران مهمه نه کشور مقصد. واسه همینم یکی از قدیمیترین و مشهورترین ایجنتهای مهاجرتی به استرالیا (که اسمشو نمیخوام ببرم) رو بخدمت گرفتم و شرایطم رو توضیح دادم و گفتم پول برام مهم نیست فقط سریع و تضمین شده اقامت میخوام. من واجد شرایط PR بودم و قراردادم هم PR نوشتم . بگذریم از اینکه تیم فنی که در تهران داشتن بسیار ناکارامد و کند بودن و با راهنمایی غلط در مورد CDR باعث شدن من 2 بار CDR بنویسم (فکرشو بکن ) و فرصت طلایی سنمو از دست بدم و مجبور شم ایلتس 7 بگیرم. که اونم نشد (البته خودمم همت نکردم کلا 2 بار آیلتس دادم). برای من خروج سریعتر مد نظر بود که با چراغ سبز من برای من ویزای 489 گرفتن. در طول مدت پروسه ویزا 2 تا پروژه شخصی تونستم در ایران جور کنم تا از علم روز اروپا عقب نمونم (که هنوزم گیر پروژه آخری هستم که نتونستم برم تا حالا).
    سرتونو درد نیارم. من نمونه بارز یک قربانی تحریمهای امریکا بر ضد ایران (که زمانی کاغذ پاره ای بیش نبود) هستم و این تحریمها مستقیما روی زندگی و کار من تاثیر گذاشت. من انگیزه لازم برای ترک ایران رو الان دارم و هدفم ادامه کارم با شرکت محبوبم هست (البته شاید کار دیگری هم در استرالیا پیدا کنم کسی چه میدونه) هدف من از استرالیا (یا کانادا یا امریکا...) فقط داشتن یه حساب بانکی شخصی و ادرس غیر از ایران و در انتها پاسپورت قویتر از ایران هست تا بتونم به کار اینترنشنالم ادامه بدم. مطمئنا اگر اینها در ایران برایم مهیا بود دلیلی واسه رفتن نداشتم. تو تهران هم خونمو نگه داشتم و هم ماشینمو. حتی دوچرخمو هم نفروختم چون قصد بازگشت دارم یه روزی.
    سلام دوست عزیز
    من با نظر بابک عزیز کاملا موافقم و در راستای صحبتهای ایشون موارد زیر رو مطرح میکنم:

    نمیدونم چرا خود سانسوری گرفتم
    به هر حال من براتون آرزوی موفقیت میکنم
    ویرایش توسط M.S.T : 2015/06/16 در ساعت 06:41 PM

صفحه 1 از 19 12311 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •