سلام ، آیا این بازدید اول شماست ؟ یا
صفحه 11 از 42 نخستنخست ... 91011121321 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 101 به 110 از 415

موضوع: رضايت شما از استراليا چقدر بوده؟

  1. Top | #101

    تاریخ عضویت
    10 2014
    نوشته ها
    1,249
    محل سکونت
    سیدنی
    تخصص
    Registered Migration Agent
    میزان امتیاز
    2629
    بابک بزار منم بی رودربایستی در این مورد بچه دار شدن نظرم رو بگم . با مدل زندگی ماها و توقعاتمون از زندگی ، اگر درآمد مرد خانواده در همون حدی باشه که گفتی ، بچه دار شدن اشتباهه .
    من اینجا موفق ترین خانواده هایی که دیدم اونهایی هستند که هر دو نفر یعنی هم زن و هم شوهر کار میکنند .وقتی میگم موفقیت ،منظورم هم روحی و هم مالیست .
    مگر نه من زیاد دیدم از خود اوزیها که با یه درآمد در همین حد دو سه تا بچه دارند و روی کمکهای دولتی حساب میکنند اما خب مدل زندگیشون فرق داره . مدل زندگی استاندارد زن و شوهرهای کارمند استرالیایی تو سن و سال ماها رو که من در چندین و چند زوج از دوست و همکار دیدم اینه :


    هر دو نفر کار میکنند ، Family House مورد نظرشون رو میخرند . یه مقدار از Mortgage رو میدن و پس اندازی هم میکنند .
    خانم چهار پنج سال از کار دست میکشه ، یه مدت که تا حدی از دولت و کارفرماها هزینه میگیره ( اشاره کرده بودی ) بقیه اش رو هم که هم پس اندازی هست و هم شوهر داره کار میکنه . تو این چند سال بسته به علاقشون دو یا سه تا بچه میارن و اولی که به سن حدود چهار رسید ، خانم کارش رو شروع میکنه .

  2. 5 کاربر مقابل از دامون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Amin65 (2015/10/01),babaak (2015/04/10),mohammad_eslami (2015/04/10),rezvan123 (2015/04/11),shohi (2015/04/11)

  3. Top | #102

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    428
    تخصص
    اطلاعاتی وارد نشده
    میزان امتیاز
    478
    آقا نمیشه یهو رفت از پرورشگاه بچه آورد از همون 4 سالگیش؟

    شوخی میکنم ... بحثاتون بی نهایت مفیده

    ولی خدایی چیه بچه داری ... حوصله داریا ... آقا تو دلتون مسخرم نکنین ... خودم میدونم عقلم نمیرسه به این حرفا

  4. 2 کاربر مقابل از mohammad_eslami عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    Amin65 (2015/10/01),rezaarad (2015/04/10)

  5. Top | #103

    تاریخ عضویت
    01 2015
    نوشته ها
    49
    میزان امتیاز
    268
    نقل قول نوشته اصلی توسط Gabric نمایش پست ها
    آقا نمیشه یهو رفت از پرورشگاه بچه آورد از همون 4 سالگیش؟

    شوخی میکنم ... بحثاتون بی نهایت مفیده

    ولی خدایی چیه بچه داری ... حوصله داریا ... آقا تو دلتون مسخرم نکنین ... خودم میدونم عقلم نمیرسه به این حرفا
    حساب تو جدا از این بحثاست گابریک عزیز

    1-خیلی جوونی
    2-مجردی
    تو یک لحظه هم نباید از پیشرفت و ترقی کوتاه بیای به خصوص حالا که فهمیدم تخصصت در شبکست آقا الا و بلا دیگه باید تا آخر خط!!! یعنی همون قلب صنعت ....تو خود کالیفرنیا بری

  6. 3 کاربر مقابل از rezaarad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    mohammad_eslami (2015/04/11),niki (2015/04/11),حمید (2015/04/11)

  7. Top | #104

    تاریخ عضویت
    11 2014
    نوشته ها
    78
    محل سکونت
    Melbourne
    میزان امتیاز
    25
    دوستان عزیز بحثتون خیلی مفیده
    میشه بفرمایید برای مایی که با بچه مهاجرت رو شروع می کنیم و زمانی که برسیم استرالیا بچه مون به سن مدرسه رفتنه شرایط چجوریه؟
    مدرسه ها اونجا چقدر هزینه داره و اینکه توقع چه کمک های دولتی رو در چند سال اولیه می تونیم داشته باشیم؟
    Industrial Eng. - 189
    Assess: 20-06-2014
    Invitation: 14-11-2014
    Lodge: 01-12-2014
    CO: 03-02-2015
    Medical:23-02-2015
    visa granted: 06-02-2016

  8. کاربر مقابل از shohi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    saharb66 (2015/04/12)

  9. Top | #105

    تاریخ عضویت
    10 2014
    نوشته ها
    1,249
    محل سکونت
    سیدنی
    تخصص
    Registered Migration Agent
    میزان امتیاز
    2629
    لطف دارید

    جای صحبت در مورد بچه ها زیاده ، شاید اینجا خیلی جاش نباشه .
    تو این بخش یه سری موارد هست ، شما هم اگر لازم میدونید ، تاپیکی برای سوالات خاصتون ایجاد کنید ، حتما هر دوستی که نظری داشته باشه ، کمک میکنه .
    بچه ها در استرالیا

  10. 2 کاربر مقابل از دامون عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    saharb66 (2015/04/12),shohi (2015/04/12)

  11. Top | #106

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    161
    میزان امتیاز
    162
    چه جالب
    من با توجه به اینکه رشته خانمم کامپیوتر بود و چون دوستان نظرشون این بود که بازار کار توی این زمینه نسبتا خوبه یه مقدار خیالم راحت بود که احتمالا مشکل کار نداشته باشه. ولی با این اوصافی که در مورد بچه دار شدن و childcare و هزینه هاش فرمودید احتمالا باید بهش بگم شیفت کنه به سمت کار توی زمینه childcare!چون با این کار هم میتونه د ر عین اینکه توی محیط کارش هست از بچخ مون هم مواظبت میکنه ضمن اینکه دیگه نباید هزینه مهد رو هم بده!! فکر کنم ایده خوبی باشه تا نظر دوستان اونوری چی باشه.

  12. Top | #107

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    196
    محل سکونت
    Perth
    تخصص
    Computer Network Engineer
    میزان امتیاز
    748
    mehnoosh - mohamad عزیز.
    اگرچه که فکر می کنم صحبت شما جنبه طنز داشت ولی خوب باید بدونین تو اون زمینه هم وارد شدن نیاز به مدرک و تجربه مرتبط کاری داره.
    متاسفانه موج مهاجرت از ایران بسیار زیاده. نکته بد اینه که نقاط مهاجر پذیر زیادی در دنیا وجود نداره. نکته بدتر اینکه کشورهای زیادی نیستند که مهاجرت به اونها ریسک کمی داشته باشه. نکته دیگه اینکه انتظارات ایرانی ها از زندگی و استانداردهاشون بسیار بالاست. ایرانی ها معمولا حافظه خوبی هم ندارند
    استرالیا هزاران نکته مثبت داره که میشه ازش صحبت کرد به شرط اینکه بخواهیم شرایط یک مهاجر رو با شرایط قبلی خودش در ایران مقایسه کنیم. اما مهاجر بعد از شروع به زندگی در اینجا تبدیل میشه به شهروند اینجایی. مجبوره با استاندارد اینجا و جهان ، خودش و خواسته هاش رو بسنجه. از این مرحله دیگه شما معیار محاسبه ات از "مقایسه با گذشته" عوض میشه به "مقایسه با شرایط فعلی" که درونش هستید. از اینجا به بعد استرالیا شاید بهترین نقطه برای شما بحساب نیاد.
    اگه بخوایم شفاف و منصفانه صحبت کنیم ، به نظر من یکی از نقاط بسیار خوب ومثبت استرالیا اینه که اگر یک فرد از نظر اجتماعی در سطح پایینی باشه ، به محض شروع به کار ، بسادگی به سطح متوسط از زندگی ، کیفیت ، کار ، تفریح و غیره خواهد رسید. شما بسادگی می تونین به چیزهایی فکر کنین که قبلا واقعا دور دست بوده براتون. این شکاف و رشد بسیار سریع انجام میشه. یه مهندس ساده با شروع کار سطح کیفیت زندگیش بسرعت به حد متوسط میرسه. این شاید در بسیاری از کشورها شدنی نباشه و بدون داشتن رابطه و یا پشتوانه مالی و تنها با داشتن یک شعل امکان فراهم کردن حداقلهای زندگی انجام پذیر نباشه. شاید راحت نباشه که یک کارمند ساده با یه حقوق بتونه هم اجاره خونه بده ، هم خوراک متوسط داشته باشه ، هم قسط یه ماشین صفر رو بده و همجنان بتونه با زنش آخر هفته یه کلابی یا رستورانی بره و کوایلیتی تایم داشته باشه

    اما این سیستم از اینجا به بعد بسیار سخت میشه. یعنی شما بک مرتبه رشد خودتون و کیفیتتون رو دیدید و از تغییرش لذت بردید و جالا می خواین بکوبین برین به سمت جلو و تا ته خط. اشکال اینه که رشد کیفی زندگی که برای شما فراهم شده رو شما تا حد بسیار زیادی بخاطر قدرتهای خودتون می دونین که الان اجازه نمو پیدا کرده و نه شرایطی که براتون مهیا شده. از اینجا به بعده که نکات منفی استرالیا شروع به خود نمایی خواهد کرد.
    تکنولوژی در استرالیا قدیمی هستش. استفاده از اون هم تنها تا حد اینکه کارهای شما راه بیوفته در خدمت شماست. بدلیل جزیره بودن اینجا ورود و خروج اقلام و کالا مشکلاتی رو داره که روی هزینه تمام شده اون اثر مستقیم داره. سرویس خدمات بسیار گرون هست اینجا. امکانات پزشکی در سطح خیلی خوبی وجود داره ولی در مقابل دانش پزشکی کمی وجود داره و شما معمولا با پزشکهای عمومی طرف حساب هستید که بسیاریشون رسما بیسواد هستند. امنیت بطور عمومی بالا بحساب میاد ولی سیستم پلیس اینجا در حالیکه بسیار مقتدر هست به نظرم ناکافی میاد و در بسیاری موارد بشدت ضعفهای اصولی و غیر قابل باور داره. مردم رفتارهایی خارج از اون چیزی که تجربه داشتیم دارند. اونها بشما لبخند می زنند و در سلام کردن بشما درنگ نمی کنند. اونها از اینکه شما از کنارشون رد بشید ترسی ندارن و خودشون رو سفت نمی گیرند ولی همه اینها دلیل نمیشه که فکر کنین اونها با شما صمیمی هستند یا اونها خیلی مهربون هستند و یا اونها با فرهنگ هستند. مردم معمولا قانون رو بدون اینکه کسی بالاسرشون باشه رعایت می کنند ولی یعد از مدتی که به استرالیا عادت کردید و به اصطلاح ماه عسلتون تموم شد و انتظاراتتون از کشور بالا رفت میبینین که افراد کم سواد ، بی تربیت و بی ملاحظه بسیاری دورتون هستند. مدیریت و کیفیت در اینجا در سطح بسیار بالاتر از چیزیه که ما تجربه داشتیم. اینقدر که برای ما این شکل رو ترسیم کنه که عالیه ولی بمرور متوجه میشی که سیستم داخلش سوراخها و اشکالات اساسی داره و اصلا پرفکت نیست.
    در کنار همه اینها هزینه های زندگی بسیار بالاست. امنیت شغلی پایینه (که اصلا مشکل استرالیا نیست و در همه دنیا اینجوره بجز ایران! ) . استرالیایی ها اصلا به اندازه آمریکایی ها کار نمی کنن و البته با توجه به محیطی که عموم ماها ازش اومدیم چه بهتر چون بسیاری توان فشار کار آمریکایی رو ندارند. اما این به این معنی نیست که استرالیایی ها کم کارند. شما باید شغلتون رو جدی بگیرین چون از دست دادنش مثل بریدن دستتون میمونه! خون مدام می چکه و هرچه دیر بدادش برسید معلومه آخرش چی میشه. سیستم پرداختی اینجا باعث میشه شما خجالت زده خانواده ات نشی. بتونی شیر و گوشت بخری بزاری جلو زن و بچه ات. اما همین سیستم باعث میشه که نزاره شما رشد هم بکنی چون تا سنت آخر پول رو باید از تو جیبت در بیاره برگردونه تو سیستم.! من یه ادغامی از سیستم مصرفی آمریکا و کومونیستی روسیه میبینمش. یعنی انگار سیستم استرالیا بچه این دو سیستم هست. یه جوری که همه معمولا در یه سطح زندگی می کنند (اندکی بالا پایین) ولی در عین حال زندگی مصرفی و زرق و برقی هم دارند و همه هم بدهکار بانک هستن
    اینجاست که میبینین بله یه حقوق بشما امکان میده متوسط زندگی کنین. ولی نمی تونین پس انداز و برنامه ریزی طولانی مالی داشته باشید. دو حقوق بشما امکان برنامه ریزی و پس انداز رو میده ولی شما رو تبدیل میکنه به برده سیستم و باید از بسیاری اهداف و خواسهت ها دست بردارید. بطور مثال بچه. ورودش و هزینه هاش که در پستهای قبلی توضیحش رو دادم باعث میشه که برید رو حط Debit. دامون عزیز هم رک و پوستکنده اصل مطلب رو براتون تو یه جمله نوشت و سیستمی رو توضیح داد که عموم افراد مجبورن اینجا دنبالش کنند.
    ویرایش توسط babaak : 2015/04/14 در ساعت 04:26 PM
    "A lion doesn't concern himself with the opinions of a sheep"
    Tywin Lannister

  13. 10 کاربر مقابل از babaak عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    *bahar* (2015/12/27),az.ali.zebra (2015/04/16),BEHRAD (2015/07/21),farid (2015/06/20),hegza (2015/06/20),mohammad_eslami (2015/04/14),Reza (2015/04/17),محمد حسین (2015/04/14),yaSigol (2015/07/14),حمید (2015/04/15)

  14. Top | #108

    تاریخ عضویت
    03 2015
    نوشته ها
    72
    محل سکونت
    Karaj
    تخصص
    Maintenance planner
    میزان امتیاز
    114
    نقل قول نوشته اصلی توسط babaak نمایش پست ها
    mehnoosh - mohamad عزیز.
    اگرچه که فکر می کنم صحبت شما جنبه طنز داشت ولی خوب باید بدونین تو اون زمینه هم وارد شدن نیاز به مدرک و تجربه مرتبط کاری داره.
    متاسفانه موج مهاجرت از ایران بسیار زیاده. نکته بد اینه که نقاط مهاجر پذیر زیادی در دنیا وجود نداره. نکته بدتر اینکه کشورهای زیادی نیستند که مهاجرت به اونها ریسک کمی داشته باشه. نکته دیگه اینکه انتظارات ایرانی ها از زندگی و استانداردهاشون بسیار بالاست. ایرانی ها معمولا حافظه خوبی هم ندارند
    استرالیا هزاران نکته مثبت داره که میشه ازش صحبت کرد به شرط اینکه بخواهیم شرایط یک مهاجر رو با شرایط قبلی خودش در ایران مقایسه کنیم. اما مهاجر بعد از شروع به زندگی در اینجا تبدیل میشه به شهروند اینجایی. مجبوره با استاندارد اینجا و جهان خودش و خواسته هاش رو بسنجه. از این مرحله دیگه شما معیار محاسبه ات از "مقایسه با گذشته" عوض میشه به "مقایسه با شرایط فعلی" که درونش هستید. از اینجا به بعد استرالیا شاید بهترین نقطه برای شما بحساب نیاد.
    اگه بخوایم شفاف و منصفانه صحبت کنیم ، به نظر من یکی از نقاط بسیار خوب ومثبت استرالیا اینه که اگر یک فرد از نظر اجتماعی در سطح پایینی باشه ، به محض شروع به کار ، بسادگی به سطح متوسط از زندگی ، کیفیت ، کار ، تفریح و غیره خواهد رسید. شما بسادگی می تونین به چیزهایی فکر کنین که قبلا واقعا دور دست بوده براتون. این شکاف و رشد بسیار سریع انجام میشه. یه مهندس ساده با شروع کار سطح کیفیت زندگیش بسرعت به حد متوسط میرسه. این شاید در بسیاری از کشورها شدنی نباشه و بدون داشتن رابطه و یا پشتوانه مالی و تنها با داشتن یک شعل امکان فراهم کردن حداقلهای زندگی انجام پذیر نباشه. شاید راحت نباشه که یک کارمند ساده با یه حقوق بتونه هم اجاره خونه بده ، هم خوراک متوسط داشته باشه ، هم قسط یه ماشین صفر رو بده و همجنان بتونه با زنش آخر هفته یه بار یا رستوران بره و کوایلیتی تایم داشته باشه

    اما این سیستم از اینجا به بعد بسیار سخت میشه. یعنی شما بک مرتبه رشد خودتون و کیفیتتون رو دیدید و از تغییرش لذت بردید و جالا می خواین بکوبین برین به سمت جلو و تا ته خط. شاکال اینه که رشد کیفی زندگی که برای شما فراهم شده رو شما تا حد بسیار زیادی بخاطر قدرتهای خودتون می دونین که الان اجازه نمو پیدا کرده و نه شرایطی که براتون مهیا شده. از اینجا به بعده که نکات منفی استرالیا شروع به خود نمایی خواهد کرد.
    تکنولوژی در استرالیا قدیمی هستش. استفاده از اون هم تنها تا حد اینکه کارهای شما راه بیوفته در خدمت شماست. بدلیل جزیره بودن اینجا ورود و خروج اقلام و کالا مشکلاتی رو داره که روی هزینه تمام شده اون اثر مستقیم داره. سرویس خدمات بسیار گرون هست اینجا. امکانات پزشکی در سطح خیلی خوبی وجود داره ولی در مقابل دانش پزشکی کمی وجود داره و شما معمولا با پزشکهای عمومی طرف حساب هستید که بسیاریشون رسما بیسواد هستند. امنیت بطور عمومی بالا بحساب میاد ولی سیستم پلیس اینجا در حالیکه بسیار مقتدر هست به نظرم ناکافی میاد و در بسیاری موارد بشدت ضعفهای اصولی و غیر قابل باور داره. مردم رفتارهایی خارج از اون چیزی که تجربه داشتیم دارند. اونها بشما لبخند می زنند و در سلام کردن بشما درنگ نمی کنند. اونها از اینکه شما از کنارشون رد بشید ترسی ندارن و خودشون رو سفت نمی گیرند ولی همه اینها دلیل نمیشه که فکر کنین اونها با شما صمیمی هستند یا اونها خیلی مهربون هستند و یا اونها با فرهنگ هستند. مردم معمولا قانون رو بدون اینکه کسی بالاسرشون باشه رعایت می کنند ولی یعد از مدتی که به استرالیا عادت کردید و به اصطلاح ماه عسلتون تموم شد و انتظاراتتون از کشور بالا رفت میبینین که افراد کم سواد ، بی تربیت و بی ملاحظه بسیاری دورتون هستند.
    در کنار همه اینها هزینه های زندگی بسیار بالاست. امنیت شغلی پایینه (که اصلا مشکل استرالیا نیست و در همه دنیا اینجوره بجز ایران! ) . استرالیایی ها اصلا به اندازه آمریکایی ها کار نمی کنن و البته با توجه به محیطی که عموم ماها ازش اومدیم چه بهتر چون بسیاری توان فشار کار آمریکایی رو ندارند. اما این به این معنی نیست که استرالیایی ها کم کارند. شما باید شغلتون رو جدی بگیرین چون از دست دادنش مثل بریدن دستتون میمونه! خون مدام می چکه و هرچه دیر بدادش برسید معلومه آخرش چی میشه. سیستم پرداختی اینجا باعث میشه شما خجالت زده خانواده ات نشی. بتونی شیر و گوشت بخری بزاری جلو زن و بچه ات. اما همین سیستم باعث میشه که نزاره شما رشد هم بکنی چون تا سنت آخر چول رو باید از تو جیبت در بیاره برگردونه تو سیستم.! من یه ادغامی از سیستم سرمایه داری آمریکا و کومونیستی روسیه میبینمش. یعنی انگار سیستم استرالیا بچه این دو سیستم هست. یه جوری که همه معمولا در یه سطح زندگی می کنند (اندکی بالا پایین) ولی در عین حال زندگی مصرفی و زرق و برقی هم دارند
    اینجاست که میبینین بله یه حقوق بشما امکان میده متوسط زندگی کنین. ولی نمی تونین پس انداز و برنامه ریزی طولانی مالی داشته باشید. دو حقوق بشما امکان برنامه ریزی و پس انداز رو میده ولی شما رو تبدیل میکنه به برده سیستم و باید از بسیاری اهداف و خواسهت ها دست بردارید. بطور مثال بچه. ورودش و هزینه هاش که در پستهای قبلی توضیحش رو دادم باعث میشه که برید رو حط Debit. دامون عزیز هم رک و پوستکنده اصل مطلب رو براتون تو یه جمله نوشت و سیستمی رو توضیح داد که عموم افراد مجبورن اینجا دنبالش کنند.

    ممنون بابک جان.عالی بود. مخصوصا اون قسمت کم حافظه بودن ایرانیها و بالا رفتن انتظاراتشون.

  15. Top | #109

    تاریخ عضویت
    12 2014
    نوشته ها
    161
    میزان امتیاز
    162
    ممنون بابک جان. توضیحاتتون کامل بود. اون صحبت منم در عین اینکه طنزآمیز بود ولی شاید گزینه خوبی برای تازه واردین باشه.
    فقط یه موردی که ابهام داره تفاوت بین حقوق بگیری و صاحب کسب و کار بودنه. بنظرتون اونایی که خودشون بیزینس راه اندازی میکنن و به نوعی درآمدشون ریط مستقیمی به تواناییها و تلاش خودشون داره هم همین احساس رو ممکنه از سیستم داشته باشن؟ اینکه دیگه اون سقفی که قبلا گفتید برای درآمدشون وجود نداره.

  16. Top | #110

    تاریخ عضویت
    01 2015
    نوشته ها
    49
    میزان امتیاز
    268
    3-زبان
    در مورد زبان یک نکته ناگفته در لابلای تمام تاپیک ها دیدم که واجب شد تجربم در این مورد را با دوستان به اشتراک بگزارم
    من در مورد زبان آموزی مربوط به آیلس حرفی ندارم چون این یک آزمون با بیس 100 در صدی بیزنس هست که چارچوب خاص خودش را داره
    من به زبانی که شما بعد از ورود به کشورهای اصلی اون زبان نیاز دارید صحبت میکنم منظور اینه اگر انگلیسی مد نظر هست
    انگلیسی که در کشورهای انگلیسی زبان رایج هست مقصود ما در این مقالست نه انگلیسی به عنوان یک زبان بینالمللی در کشورایی چون دوبی مالزی یا هند......
    تفاوت اساسی زبان یک نیتیو با کسیکه زبان انگلیسی را به عنوان یک زبان خارجی آموخته در این هست که گروه
    غیر نیتیو انگلیسی را کلمه کلمه صحبت میکنند (علت اصلی هم اینه که ناخواسته زبان پرایمری یا اولیه خودشون را

    به زبان انگلیسی ترجمه میکنند)
    شما در واقع با این طرز بیان در انجام امورات خود هیچگونه مشکلی پیدا نمیکنید و به همین خاطر اکثریت ایرانی ها

    مثل اکثریت مهاجران دیگر کشورها اصلا متوجه ضعف یا نقص زبان نخواهند شد تعجب نکنید کسانیکه در دانشگاه

    های این کشورها تحصیل کرده اند یا حتی اساتید دانشگاه که در رشته های تخصصی خود کتب مختلف به زبان انگلیسی
    نوشته اند و شاید در زبان نوشتاری هیچگونه مشکل گرامری یا ساختاری هم ندارند بعد از دهه ها زندگی کار تحصیل

    در این کشور ها همچنان در زبان محاوره ای کما فی السابق کلمه کلمه صحبت میکنند

    حال این پرسش مطرحه با این اوصاف چه ایرادی برای این روش وجود داره؟

    شما وقتی در زبان محاوره ای با این شیوه سخن میگید در انتقال اطلاعات اخبار و درخواست ها مشکلی پیدا نمیکنید
    اما اولا بلافاصله معلوم میشه که انگلیسی زبان نیستید (که البته این هم جای هیچ تاسفی نداره چون واقعا هم نیستید)
    دوما که علت اصلی باز کردن این مبحث بود این هست:

    که با این شیوه سخن گفتن قدرت انتقال حس از شما گرفته میشه

    میپرسید یعنی چی ؟بیشتر توضیح بده

    مثال میزنم فرض کنید یک خارجی در ایران زبان پارسی را مثل زبان رایج خود ما صحبت کنه اولا شما بعد از مدتی کلا

    حس اینکه طرف مقابل یک غیر ایرانی و خارجیست از دست میدید دوم در لابلای حرف زدن با او میتونید حس همدردی نفرت محبت صمیمیت عصبیت عدم اعتماد یا اعتماد و......را کامل تشخیص بدید و اینگونه احساسات به شما منتقل بشه
    بیشتر توضیح میدم:
    الاق حمار دانکی هر 3 یک معنی دارند و همه ما میدونیم که معنی هر 3 نام یک حیوان 4 گوش هست

    حالا اگر کسی حین رانندگی سرشو از پنجره بیاره بیرون و بگه آهای الاق جلوتو نگاه کن! یا اینکه بگه آهای دانکی جلوتو نگاه کن! آیا حس منفی توهین و تحقیری که جمله اول به شما منتقل میکنه جمله دوم هم منتقل میکنه؟؟؟

    حالا وقتی شما بر خلاف یک نیتیو ساختارای جملات محاوره ایتون واژه واژه باشه به همین شکل بار انتقال احساسات مختلف را از دست میده و در حد انتقال مطلب باقی میمونه

    مثل مبحث خود اشتغالی در این مورد هم برنامه داشتم به کمک هم برای اولین بار یک کار اساسی انجام بدیم

    ولی به این نتیجه رسیدم با دید واقع بینانه امکان تحقق و موفقیت در این مورد در بین هم وطنان بعد از مهاجرت تقریبا صفر هست
    یک مثال میزنم:
    شما میخواید به دوستتون بگید.....دندونپزشکه عالی دندون پر میکنه....به انگلیسی چگونه این جمله را ادا میکنید؟

    شما در زندگی روزمره دهها جمله نیاز دارید اگر بخواید مثل یک نیتیو همرو یاد بگیرید و بکار بگیرید نیاز دارید همون زمانی که او صرف کرذه شما هم داشته باشید
    تا 4 سالگی طول میکشه تا نوزاد زبان مادری را یاد بگیره و تا 7 سالگی طول میکشه که زبان را کامل بکار بگیره که تازه این 7 سالگی مربوط به دختر بچه هاست که از پسر ها در توانایی های تکلمی باهوشترند

    حالا آیا یک مهاجر میتونه 4 تا 7 سال فقط وقت صرف یادگیری زبان به این شکل کنه؟

    با این وجو بودند کسانیکه این مسیر را طی کردند و آنچه من میخوام به عنوان راه مقابلتون قرار بدم این هست!!!

    که دقیقا 4 تا 7 سال باید مرتب روزی 6 ساعت فیلم و سریال به زبان انگلیس ببینید و گوش کنید!!!!!

    به نظرتون راه کوتاهتری وجود نداره؟!!!

    جواب این هست وجود داره ولی زحمت و مشقت!!! به حد زیاد نیاز داره که بعیده کسی تن بهش بده! و من هم از بیانش صرف نظر میکنم! حتی اگر معتقدید ممکنه بار این زحمتو به دوش بکشید ! قسمت دومی داره که عمرا و عمرا در جامعه ایرانی امکان پذیر باشه!
    اونهم این هست که نیاز به یک کار گروهی و دسته جمعی هست!!!(یعنی اینکه یک جمع ایرانی متحد و منسجم هر کدوم چند قسمت از یک فصل سریالی را به پارسی پیاده سازی کنه)چون واقعا یک نفر قادر نخواهد بود 120 ساعت سریال در ژانر های متفاوت را پیاده سازی کنه
    ولی به نظرتون چیزایی مثل اتحاد انسجام و کار دسته جمعی با روحیه ماها که از بچگی جامعه ستیزی بی اعتمادی و نفرت پراکنی به همدیگرو از دبستان گرفته تا دل خونواده ها یاد دادند امکان پذیره؟


  17. 12 کاربر مقابل از rezaarad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند .

    afshin (2015/04/20),az.ali.zebra (2015/04/15),Behnaz (2015/04/15),lena (2015/04/19),mehran (2015/04/15),mohammad_eslami (2015/04/15),Reza (2015/04/15),saharb66 (2015/04/15),sjavadin (2015/04/15),somy (2015/04/20),soolmaz (2015/04/15),حمید (2015/04/15)

صفحه 11 از 42 نخستنخست ... 91011121321 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •